أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

63

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

رود و از ميان نخيزد . پرندگان را در ميان آسمان بينى كه باژگونه مانده‌اند و از سرما از پرواز افتاده‌اند . سگانشان ميان دو ديوار بفسرده‌اند ، همان سگان كه روز مسابقه با اسبان هماوردى كنند . جامه‌هاى پوست روباه نيز ، كه در خوارزم استادانه پيراسته و درست شود ، از سرماى همدان نگهدارى نكند . و جامه‌هاى سمور و فنك نيز ، با آن كه سرما زده بتواند با آن جامه‌ها خود را همچند گرماى عمان گرم بدارد . گرمى سوزان دوزخ نيز مردم را از سوز اين سرما نگاه ندارد و آنان را بر دفع اين زمهرير هيچ گونه توانى نيست . آيا از اين سرزمين تيغناك راه گريزى نيست ؟ سرزمينى كه استخوانهايم در آن سستى گرفت و پاهايم بى حسى يافت . راه گريزى به سوى كرج زيبا ، سراى امير ما ، همان جا كه با همهء زبانها ستايشش گويم . كرج مبارك ، كه پر از فراوانى و نعمت باشد ، با آب گواراى چشمه‌ساران و باغستانها . كرجى كه مردمش اهل تقوى و نيكى و دانش‌اند ، و آنان را در سراسر گيتى همانندى نيست . ذكر وطن دوستى خداى بزرگ پاك ، سرشت مردم گيتى را با وطن دوستى بياميخت و هر گروهى را به شهرى كه دارند سر خوش ساخت ، و خاك و زمين آنان را در نظرشان محبوب كرد . اگر اين سرشت خدايى نبود ، سرايندهء شهر بالا ، كرج را ، با كوچكى و آلودگى و كمى بركت و بسيارى سرمايش ، بر همدان